دل دریائیم از هجر تو توفان شده باز
بازهم عکس تو را دیده پریشان شده باز
در هوای تو هوای دل و جانم ابریست
چشم من خیره به چشمان تو گریان شده باز
ابر می گرید اگر فصل بهار است عزیز
گریه من ز خزان است و زمستان شده باز
گل من ای گل مریم گل شب بو گل عشق
تو کجایی که همه کار من افغان شده باز
دل من در گرو مهر نگاری است ولی
تنم اینجا چه غریبانه غزلخوان شده باز